. مدت هاست... ایستاده ام کنار ایستگاهی که نه قطاری رد می شود و نه قرار است تو بیای اکنون ایستادم در باد من فقط یک نفربودم اما هزاران پرنده ی دلتنگ از قلبم دانه میخورند و از چشمانم آب. کاش اینجا و همین لحظه کنارم بودی تا همه چیز فراموش میکردم
暂无评价
成为第一个分享此频道体验的人。