این کانال به انتشار داستانهای کوتاه صریح جنسی به زبان فارسی میپردازد که اکثراً توسط کاربران نوشته شدهاند. محتوا شامل خاطرات و داستانهای تخیلی با موضوعات محارم، روابط با همسایگان، خیانت، همجنسگرایی مردانه، و BDSM است. پستها به صورت روزانه منتشر میشوند و سبک نگارش غیرحرفهای و اولشخص است. کانال گاهی پیامهای اجتماعی یا سیاسی کوتاه نیز منتشر میکند.
محتوای آماتور ارسالی کاربران با کیفیت نگارش متغیر اما تعامل بالای مخاطبان (۱۵۸ هزار عضو و میانگین ۱۴ هزار بازدید).
بزرگسالان ۱۸ سال به بالا علاقهمند به ادبیات شهوانی فارسی، عمدتاً مردان ۲۰ تا ۴۵ ساله ساکن ایران که به دنبال محتوای جنسی صریح و داستانهای ارسالی کاربران هستند.
stories, user-generated content, mixed
daily posts
mixed
#خواهرزن ده سال پیش بود که نامزد کردم. نامزدم خیلی بدن ســکــسی نداشت...اما خیلی خوشگل و هات بود. آخرای هفته میبردمش خونمون و حسابی میکردمش. خواهرزنم فریبا دو سال بزرگتر بود و تنها و البته خیلی بدن س…
لز با دوست صمیمی.. #لز #عاشقی سلام میخوام واستون یه داستان که خودم باورم نمیشه اتفاق افتاده رو بگم البته که داستان واسه چهار روز پیشه از خودم بگم قدم ۱۷٠وزنم۶٠پوستم سفید و سایزم۷۵ و کلن دافیم واسه…
Wala pang mga review
Maging una sa pagbabahagi ng iyong karanasan sa channel na ito.
سکس توی سرعین #نفر_سوم #بیغیرتی سلام ممدم ۱۸ سالمه اهل چناران کیرم سایزش ۱۷ سانته خب بریم سر اصل مطلب دوستان تصمیم گرفتیم برای مسافرت بریم سمت شمال یک هفته شمال بودیم بعد تصمیم گرفتیم بریم سرعین رف…
امیدوارم سال جدید برای تک تکتون پر از حال خوب و شادی باشه تنها چیزی که یه ایران بهش نیاز داره... با اینکه حال و هوایی نمونده ولی ما قوی تر از این حرفاییم نور بر تاریکی پیروز است ✊🏼🌤 عیدتون مبارک ✨…
مواظب خودتون باشید رفقا من به عنوان یه رسانه چیز زیادی از دستم بر نمیاد وگرنه دریغ نمیکردم لطفا لطفا پولتونو الکی به سرورای دیگران ندید همشون قطع هستن و فقط پول توی جیب شمارو میشناسن. مراقبت کنید. آر…
ت گذاشتم زیر سرش زبونشو گفتم دربیاره زبونشو میک میزدم ک لخت شد گفت من داگی میخوام خندیدم گفتم تو جونمو بخواه برگشت داگی شد و زبونشو بردم لیس بزنم خیسش کنم دیدم چه قدر خیس شده کصش خیسیشو هم لیس میزدم ز…
#خواهر سلام اسمم ایمانه و توی یک خانواده پرجمعیت که 1 خواهر و 4 تا برادر هستیم از وقتی که به بلوغ رسیدم همیشه به خواهرم چشم داشتم خیلی دوسش داشتم شبا خوابیدنی تصور میکردم تو بغلمه و میخوابیدم خواهرم…
#زن_همسایه ماجرا از این قرار بود که همسایه طبقه چهارم مون 1 سال بود شوهرش فوت کرده بود و یه زن 40 ساله خوشگل بود من 28 سالم ومن تو نخ اش بودم همیشه ولی چون همسایه بود جرات نمیکردم کاری کنم یه روز ک…